تاج «بهترین بوکرها» بر سر سلمان رشدی

تیر ۲۰م, ۱۳۸۷


جایزه ادبی «بهترین بوکرها» ساعاتی پیش به سلمان رشدی به خاطر رمان «بچه‌های نیمه‌شب» اهدا شد. جایزه ادبی «بوکر» امسال به خاطر چهلمین سال فعالیت این جایزه تصمیم گرفت تا جایزه‌ای را با عنوان «بهترین بوکر‌ها» برگزار کند و علاوه بر جایزه سالانه بوکر، به یکی از نویسندگانی که سال‌ها قبل بوکر برده نیز جایزه ویژه‌ای را اهدا کند. «سلمان رشدی» موفق شد در بین دیگر نامزدان این جایزه، «بهترین بوکرها» شود. «پت بارکر»، «پیتر کری»، «جی.ام. کوتزی»، «نادین گوردیمر»، «جی.جی. فارل» و «سلمان رشدی» نامزدان «بهترین بوکرها»ی چهلمین سال فعالیت جایزه ادبی «بوکر» بودند. همه‌ی این نویسندگان پیش از این «بوکر» برده‌اند.


در سال ۱۹۹۳ نیز جایزه «بوکر» به مناسبت بیست و پنجمین سال فعالیت خود جایزه‌ای با عنوان «بوکر بوکرها» برگزار کرده بود که آن جایزه هم به «سلمان رشدی» رسیده بود. «سلمان رشدی» هم اکنون در شیکاگو آمریکا به سر می‌برد و مشغول برگزاری جلسات نقد و معرفی رمان جدیدش «ساحره‌ی فلورانس» است. وی با شنیدن این خبر گفته: «واقعا که لحظه شگفت‌انگیزی‌ برای من و رمان بچه‌های نیمه‌شب است. برخلاف همیشه زبانم از حرف زدن قاصر شده است.» «سر سلمان رشدی» چندی پیش نیز نشان شوالیه خود را رسما از ملکه الیزابت انگلستان دریافت کرده بود.


لینک‌های مرتبط: گزارش «گاردین» از این جایزه / اسلایدشو «گاردین» برای «سلمان رشدی»


صفحه‌ی ویژه‌ی جوایز ادبی در سال ۱۳۸۷ / صفحه‌ی ویژه‌ی جوایز ادبی در سال ۱۳۸۶


از سایت‌‌های دیگر: مطلب «کتابلاگ» درباره‌ی «بچه‌های نیمه‌شب» نوشته «سلمان رشدی»

تکه‌‌ی حذف شده‌ای از گفت‌وگو با املی نوتومب

تیر ۱۲م, ۱۳۸۷

ل.ز.ب.ی.ن نیستم!



اغلب کتاب‌های «املی نوتومب» براساس زندگی شخصی خود او هستند. املی نوتومب در «خرابکاری عاشقانه» عاشق «النا»ی زیبا و مغرور می‌شود و در «ترس و لرز» نیز به همکارش «فوبوکی» علاقه نشان می‌دهد. «املی» و «النا» هر دو کودک‌اند و عشق بین‌اشان سئوالی در ذهن آدم بوجود نمی‌آورد اما در «ترس و لرز» وقتی دوباره دیدم «املی» به دختر علاقه نشان داده، این سئوال برایم پیش آمد که آیا «نوتومب» ل.ز.ب.ی.ن است؟ و آیا اساسا ادبیات او ربطی به ادبیات ل.ز.ب.ی.ن.ی.س.م دارد؟ بعدها فهمیدم که نوتومب چند بار دیگر هم عاشق دختر شده اما مثلا در کتاب «نه از آدم و نه از حوا» که جدیدترین کتابش است، عاشق پسری به نام «رینی» می‌شود. از او در همین باره سئوال کردم که در نسخه‌ی چاپی گفت‌وگویم با او در روزنامه از آن حرفی به میان نیامده است. نوتومب پاسخ می‌دهد: «نه ل.ز.ب.ی.ن نیستم. اما این طور هم می‌شود به موضوع نگاه کرد. من اصولا فکر می‌کنم که عشق پیچیده‌تر از این‌هاست. در کتاب‌های دیگرم هم که درباره زندگی‌ام هستند بارها عاشق پسر شده‌ام. من هم نسبت به دختر احساس داشته‌ام و هم نسبت به پسر. این احساسی بوده که در درونم وجود داشته و نمی‌توانم الزاما اسمش را بگذارم ل.ز.ب.ی.ن.ی.س.م اما به خوبی می‌دانم که هم.جنس.گرایان از کتاب‌های من خوش‌اشان می‌آید. من هم هیچ مشکلی با این قضیه ندارم و تازه موجب خوشحالی من هم می‌شود اما خودم احساس نمی‌‌کنم که کتاب‌هایم در طبقه‌ی ادبیات هم.جنس.گرایی جا بگیرد. آن چیزی که کتاب‌های من به آن پرداخته تنها قسمت کوچک و جزئی‌ای از ادبیات هم.جنس.گرایی است و نه همه‌ی آن.»


لینک مرتبط: گفت‌وگوی اختصاصی با «املی نوتومب» / صفحه‌ ویژه‌ی «املی نوتومب» در سیب گاززده

گفت‌وگو

تیر ۸م, ۱۳۸۷


«رادیو زمانه» با من گفت‌وگویی کرده که می‌توانید اینجا بخوانید و اینجا بشنوید.


صفحه‌ی ویژه‌ی «ممیزی کتاب» در سیب گاززده را هم می‌توانید اینجا ببینید.